حاج ملا هادي السبزواري

450

شرح مثنوى

ديدنش باشد - آن صورت را كودكِ دگر مىبيند و از آن مىترسد ، يا شرم مىكند ، يا ميل بازى مىكند با او . همچنين است امر در عكسيّت كل براى آدم كامل . پس نشايد اشتباه كنند . ( ( 3150 ) ) تو هم از دشمن چو كينى مىكشى * اى زبون شش غلط در هر ششى ن 1196 9 - ك 398 32 شش غلط : شش غلط ، اغلاطِ شش مدركند . چه انسان پنج مدارك ظاهره دارد ، كه به آنها ادراك عالم شهادت و صورت كند . و صور پنج است : مبصرات و مسموعات و مذوقات و مشمومات و ملموسات . و يك مدرك عالم باطن ، كه آن عقل است - در اصحابِ عقل بالفعل - و وهم است - و اگر خواهى بگو عقل جزئى است ، در ناقصين . پس جاهل ، حواسش و عقل مشوب به وهمش ، همه غلط كارند ، به خلاف عقل منوّر بنور الله . آن چه ادراك مىكند و تعقّل مىكند ، همه آيات الله و انوار الله - و بالجمله من صقع الله - و جاهل مفصول و مستقل مىپندارد ، و به تقليد خدايى قائل است ، يا به ادلَّه ، كه مثل عصاى ناطق به كورى بود - كما مرّ عن قريب . در هر ششى : مبصرات تا معقولاتش - كه موهوماتند . و چون هر ششى فرموده ، بايد ششهاى متعدد باشد ، كه هر ششى مورد شش غلط باشد . و چنين است يك شش اينكه مذكور شد . و يكى ديگر از هر شش انسان است ، كه مجموع اين شش مدرك است . و شخص جاهل در معرفت او غالط است . و ديگر مطلق حيوان - كه شش سوراخ دارد . ديگر شش در تنگ ، كه اين عالم باشد ، كه شش جهت دارد ، و شش بانو - كه كواكب سيّارهء غير از شمس را گويند . و اشمل از همه ، شش مراتب كليه است ، كه در ذيل « پنجاه عرس » شرح كرديم ، كه احديت و واحديت ، تا كون جامع باشد . و جاهل ، در همه ، غالط است . ( ( 3151 ) ) آن عداوت اندرو عكس حق است * كز صفات قهر آن جا مشتق است ن 1196 10 - ك 398 33 عكس حق است : يعنى عدو مظهر قهر حق است . آن كه را پنداشتيم اغيار بود ، آن يار بود ( ( 3152 ) ) و ان گنه در وى ز جنس جرم تست * بايد آن خو را ز طبع خويش شست ن 1196 11 - ك 398 33 ز جنس جرم تست : يعنى مجانس آن جرم با خود آن را دارى و بر خود مىزنى . « بَصَّرَنا الله